لیگ برتر کشتی دورود
لیگ برتر کشتی بین تیم سیمان دورود و فرقی نمی کند حریف کجایی بود چون که نمی خواهم اطلاع رسانی کنم.
این مسابقه در حالی برگزار شد که نه در شان کشتی و نه مردم بود.وفقط در حد یک مسابقه سطح شهرستان بود.این مسابقه با تاخیر ساعت 17 شروع شد که زمانی مناسب برای یک مسابقه در فصل پاییز نیست.چون سالن ورزشی صیاد شیرازی بیرون از شهر قرار دارد و با اتمام و تاریکی هوا وسیله برای انتقال مردم نیست.اطلاع رسانی این مسابقه بسیار ضعیف بود کاش همانقدر که به تیم های فوتبال مانند داماش بها می دهند و با بوق وکرنا زمان مسابقه را اطلاع رسانی می کردند برای این مسابقه مهم نیز همین کار را انجام ممی دادند.
سالن ورزشی کوچکی برای این مسابقه در نظر گرفته شده بود که گویا مسولان فقط به فکر برگزاری مسابقه بودند و نه کیفیت آن .این سالن حتی برای مسابقات سطح شهر جای کافی برای تماشاچیان ندارد .در حالی که بسیاری از مردم در بیرون از سالن و در سرمای پاییزی اخبار مسابقه را دنبال می کردند.
مردمی که اخبار مسابقه را از پشت درهای بسته دنبال می کنند

رسم این است که برای برگزاری یک مسابقه ابتدا مسولان امر امکانات و وسایل لازم را در مورد مسابقه پیش بینی می کنند آن وقت اقدام به برگزاری مسابقات می کنند در حالی در دورود یک سالن با گنجایش حداکثر 100نفری برای یک مسابقه لیگ برتر و برای شهری با جمعیت 120 هزار نفر در نظر گرفته می شود.به نظر چه می شود؟هرج ومرج ،سرو صدا و....
در هنگام برگزاری مسابقه برق سالن چند بار قطع شد.فکرش را بکنید یک کشتی گیر در حال زیر گیری است که یکدفعه برق سالن قطع می شود ......
برخورد مامورین نیروی انتظامی با مردمی که پشت درهای بسته سالن بودند بسیار نامناسب و زننده بود که آنان با باتوم برقی و الفاظ رکیک با مردم (این جاشو هرچی خودتون دوست دارید بذارید).این هم برخورد مامورین با مردم که انگار در حال دستگیری مجرمان هستند.....آیا عشق و علاقه مردم به تیم شهرشان را باید با باتوم جواب داد.به قول سیاوش: (( جواب همصدایی مون پلیس ضد شورش نیست))
آقایان مسولان شهری و ورزشی ،رییس تربیت بدنی ،فرماندارو... که همیشه داعیه مردم داری و ورزش دوستی را بر زبان دارند آیا نمی دانند این سالن گنجایش 100 نفر را ندارد.آیا این گونه می خواهند در ورزش کشور مطرح شوند؟آیا سالن گنجایش مهمانان مخصوص و دعوت شده را دارد که از کشتی و ورزش هیچ نمی دانند ولی برای مردم عادی جا ندارد
به کعبه گفتم تو از خاکی ،منم خاکم چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بــــیا دورت بــــگردم